خرید بک لینک
فرماندار آمادگی کامل ما را پسندید، فوراً به استاندار زنگ زده وگفته بود ما برای بازدید آماده ایم. استاندار هم گفته بود: - باشد اگر آنجوری هست. فردا میام و آن را خواهم دید. همه چیز روبه راه بود فقط کاستی مان زبوک زاده بود. هتلچی ساتیلمیش بیگ حق دارد، از زمین تا آسمان می پرید و می گفت: -

برچسب: نویسنده: آرمان جعفری‌نژاد تاريخ: جمعه 20 مرداد 1396 ساعت: 10:32

- عجب! چهل ویک عدد، سی ویک عدد، بیست ویک عدد، یازده عدد، ...، یک عدد...واقعاً اینها یعنی چه؟ - پس حتماً باید یک عدد 1داشته باشد، تجارت می کنی سرمایه ات تمام نمی شود؟ اکنون استاندار خواهد آمد. به نظر من برای یک استاندار اینقدر معروف یک عدد توپ کم است. یک دفعه می گوید منو آدم حسابی فرض

برچسب: نویسنده: آرمان جعفری‌نژاد تاريخ: جمعه 20 مرداد 1396 ساعت: 10:32

تودیدی؟ استاندار: - نایستیم، می شاشیم. مگه نه؟ استاندار را ببین این حرف را ازکجا درآورد؟ بعداً فهمیدیم که در انبار شهرداری موش ها بعضی قسمتهای پارچه را خورده بودندو نوشته ای به این شکل مانده بود: موش ها حرف اول می افتیم(به زبان ترکی دوشریز)( düşeriz) و قسمتی از حرف او(ü) را خورده بودند و ت

برچسب: نویسنده: آرمان جعفری‌نژاد تاريخ: جمعه 20 مرداد 1396 ساعت: 10:32

خدمت به حزب: حمزه جفت زاده نقل می کند: "کج بشینیم راست صحبت کنیم" اگر عقل همه آدمهای ما را جمع کنیم به اندازه نوک عقل این زبوک زاده پست نمی رسد. حریف یک شیطنتی دارد که می تواند دنیا را درنوک انگشتش بچرخاند. یه زمانی وقتی که ملا بدر عقل کل نماینده محلی حزب بود به مرکز استان رفته بود، در آنجا با هم ح

برچسب: نویسنده: آرمان جعفری‌نژاد تاريخ: جمعه 20 مرداد 1396 ساعت: 10:32

صفحه بندی